About Me

از این که به وب سایت من سر زدید و این که اینجا هستید و این معرفی رو میخونید ممنونم.

متولد سال 67 و بزرگ شده منطقه امیریه تهران هستم. تو یه خانواده آروم بزرگ شدم و معمولا بجه آروم خونه هم بودم. کافی بود تلویزیون رو روشن میکردند و برنامه کودک و کارتون یا فیلم  میذاشتند تا حامد آروم و بی صدا سرش گرم بشه اینقدر با دقت و علاقه نگاه میکردم که سکانس به سکانس اشون رو یادم میموند. البته الانم همینطوریه فیلم قشنگ بزاریذ بی آزار تر از من پیدا نمیکنید.

دبستان ما دبستان خانوادگی بود هر سه برادر هر پنج سال دبستان رو تو همون مدرسه با معلم های تقریبا یکسان و تو مدرسه حضرت ابولفضل تو منطقه 11 سپری کردیم و از معلم های یکسانی هم کتک خوریدم. آروم بودم اما شیطنت های به خصوص خودم رو هم داشتم مثلا هفته اول دبستان یه نایلون تو کلاس ترکوندم و یه چک آبدار هم پشت بندش خوردم چکی که بعد از 24 سال هنوز یادمه

تو خونه ما همیشه یه وسیله ای برای بازی کردن بود و همیشه هم سرش دعوا بود. اولین کنسولی که خریدیم آتاری بود. بعدش میکرو وبعد از اون سگا اومد و در نهایت کامپیوتر و خفه کردن خودمون با بازی commandos.  هنوزم وقتی فشار کار و زندگی زیاد میشه برای آرامش میرم سراغ بازی

اوایل تنها چیزی که از کامپیوتر میفهمیدم بازی کردن بود. بعد ها کم کمک شجاعت به خرج دادم و در کیس رو باز کردم و اجزا مختلف رو دونه دونه میکشیدم بیرون ببینم چه بلایی سر کامپیوتر میاد. یه بار CPU کارتی رو وسط کار کارش کشیدم بیرون جا زدم دیگه روشن نشد و کار به جراحی مادر بورد توسط پسر عموهام رسید مدتی بعد از همین کنجکاوی ها به اسمبل کردن کامپیوتر مشغول شدم. اینترنت که فراگیر شد کارم شده بود نصب مودم و درایور و ایجاد کانکشن برای دوست و آشنا و وب گردی و اشغال کردن طولانی مدت خط تلفن.

به خاطر علاقه ام به کامپیوتر دوست داشتم تو هنرستان رشته مرتبط رو بخونم اما امان از مشاوره بد تو اون زمان تو مدارس به برادر بزرگ من تو انتخاب رشته گفته بودند کامپیوتر رو که تو آموزشگاه های بیرونم میشه یاد گرفت بره سراغ رشته مادر این رشته یعنی الکترونیک. اون الکترونیک خوند. کار هایی که میکرد ( از برد مسی و طر مدار رو روش کشیدن و تو اسید انداختن و سوراخ کاری برد ولحیم کاری واسه اسمبل کردن و…) کم کم من رو هم علاقه مند به این رشته کرد. سه سال بعدش که نوبت من شد همین مشاوره بد رو به من هم دادند در نتیجه افتادم تو مسیر درس خوندن تو رشته الکترونیک که دوستش هم داشتم اما فکر میکنم به درد من نمیخورد. قبل از هنرستان به خاطر  علاقه ام به کامپیوتر خانواده تصمیم گرفتند من رو کلاس کامپیوتر هم بنویسند و دوباره یه مشاوره اشتباه از متصدی یا مسئول آموزشگاه و نبود یه راهنمایی درست من رو فرستاد تو کلاس های تایپ ده انگشتی !!!. یه مدت بعد دیدم نه خیر این کلاس فایده ای نداره و  کلاس رو ول کردم و رفتم سراغ کتاب هایی که هم مدرسه ای ها میخوندن یه چیز هایی ازش میفهمیدم و خیلی چیز ها رو هم نه. پرس و جو میکردم و سعی میکردم به جواب سوال هام برسم.  اما همچنان راه من تحصیل تو رشته الکترونیک بود. با دیپلم فنی با شور و اشتیاق رفتم دنبال کار و به عنوان تکنسین برای نصب دوربین و سانترال میرفتم سر کار و نصب. 85 تا 87 دانشگاه آزاد ساوه درس خوندم توی اون مدت هم سعی میکردم بی کار نباشم حتی یه مدتی هم که امکان برگشت به تهران توی طول هفته رو نداشتم توی دانشگاه آزاد تو واحد روابط عمومی مشغول به کار شدم.

سال 87 که از دانشگاه با مدرک فوق دیپلم فارغ التحصیل شدم با شور وشوقی بیشتر دنبال کار گشتم اما تو بازار کار که وارد شدم دیدم هیچکدوم از چیز هایی که دانشگاه یادم دادند به دردم نمیخوره و چیز هایی که تو بازار کار به دردم میخورد رو هم تو هنرستان یاد گرفته بودم. تازه فهمیدم دانشگاه وبازار کار چقدر راه اشون از هم جداست. تصمیم گرفتم برم مثل یک مرد خدمت کنم ولی بعد از هشت یا نه ماه برای فرار از بطالت وقت و زندگی رفتم پیگیر شدم و معافیتم رو گرفتم. بیرون که اومدم به واسه تچربیات و کارهایی که کرده بودم برای کاری معرفی شدم. مصاحبه کردیم و شروع شد. به عنوان تکنسین فنی وارد و از طریق شرکت داده پردازی توی پروژه کارت سوخت وارد دیتاسنتر این پروژه شدم محیطی که کاملا IT محور بود و من خوشحال از این که وارد دنیای مورد علاقه ام شدم. دنیای کاری و حرفه ای من اینجا شکل گرفت سعی میکردم با سوال از همکارا پاسخی برای سوال های خودم پیدا کنم تو اون محیط معمولا به در بسته میخوردم کسی جواب منو نمیداد. با راهنمایی هایی که از دوستان و همکارانم اونجا گرفتم شروع کردم به مطالعه و دروه رفتن با network + شروع کردم و سیکو خوندم، ماکروسافت خوندم و بعد ها لینوکس خوندم که پا گیر دنیای قشنگ لینوکس شدم. توزیع های مبتنی بر رد هت خصوصا CentOS رو کار میکنم و ترجیح میدم تا مجبور نشدم سراغ توزیع های مبتنی بر دبین نرم. سلیقه منه دیگه

حیطه کاریم که مرتبط بود و دولتی هم که کار میکردم در نتیجه تصمیم گرفتم توی همین حیطه ادامه تحصیل بدم  اما اینقدر هم درس خون نبودم تا بخوام برای دو سه تا دانشگاه سراسری تهران بخونم و اینقدر هم پول نداشتم تا دانشگاه آزاد بخونم در نیتجه رفتم و لیسانس مدیریت فناوری اطلاعات یا همون IT خودمون رو از دانشگاه علمی کاربردی گرفتم که بتونم زمان تحصیل و کارم رو هم مدیریت بکنم.

دو باری دانشگاه برای ارشد ثبت نام کردم و هر بار دو ترم خوندم و ول کردم دفعه اول غیر حضوری بود که نتونستم ارتباط بگیرم. نه استاد رو میدیدی نه تو محیط بودی نه با همکالاسی ها در تعامل بودی و نه نحوه درس دادن غیر حضوری به درد من میخورد در نتیجه انصراف دادم و رفتم دانشگاه آزاد اونجا به نسبت بهتر بود اما باز همه ( شاید هم اکثریت) اونجا هدفشون گرفتن نمره و صرفا پاس کردن درس و دادن پایان نامه به میدون انقلاب بود. باز هم با روحیات من نساخت و با خودم گفتم اون وقتی که میخوام بزارم جزوه بخونم که ته ترم برم امتخان بدم که یه عدد بهش بدن و بره تو سوابقی که هیچوقت ممکنه به دردم نخوره، برم سراغ این که چیز هایی رو بخونم که هم از خوندنشون لدت میبرم و هم تو کار و زندگی به کارم میان.

در نتیجه به نظرم فعلا تا همین لیسانس برام کافیه

رزومه کاری و زمینه هایی که کارکردم رو میتوید از صفحه تجربیات کاری من مطالعه کنید.

به تحلیل و آنالیز داده ها و برنامه نویسی با پایتون و دنیایDevOps و میکروسرویس های این دنیا هم علاقه مندم ولی فعلا توانایی کد زدن و تحلیل وآنلایز با کتابخانه های گسترده پایتون برام توی مطالعه تو اولیت هست و سعی میکنم مطالبی رو هم در این خصوص تو سایت اضافه کنم.

چرا این وب سایت رو راه انداختم؟

از اونجایی که مقاومت افراد توی اشتراک دانش و پاسخ دادن به سوالات کارم رو خیلی سخت کرده بود تصمیم گرفتم هیچوقت این کار رو خودم با کسی نکنم. در نتیجه ایده راه اندازی یه وب سایت و نوشتن آموزش تاحد ممکن روان و کامل رو پیاده کنم. اما محدویت زمان و کمی هم تنبلی مقداری این فرایند رو کند کرده. تو دنیای کاری ما همیشه یه چیزی برای یادگیری بیشتر وجود داره واگه بخوایم ادعا کنیم که همه چیز بلدیم درواقع دروغ گفتیم،  هم به خودمون هم به دیگران. در نتیجه نباید هیچوقت نسبت به یادگیری و مطالعه برای خودمون کم بزاریم و نباید هم از اشتراک این آموخته ها با دیگران هم کوتاهی کنیم.  یادمون باشه زکات علم نشر اونه.

توی سایت هدفم بیشتر گذاشتن آموزش های مرتبط با حرفه خودم بود اما اخیرا نظرم عوض شده و دوست دارم وبلاگ رو هم به سایت اضافه بکنم تا یه سری تجربیات توی کار رو هم با بقیه به اشتراک بزارم شاید مفید باشه. راستی ممکنه تو آموزش هایی سایت کمبود هایی وجود داشته باشه که پذیرای نکته نظرات شما عزیزان در خصوص اون ها هستم چون هم خودم یاد میگیرم هم آموزش بهتری برای بقیه میشه.

راه های ارتباط با من توی همین وب سایت هست اما خواهشا درنظر داشته باشید من پروژه دانشگاهی انجام نمیدم این پروژه ها برای دانشجو ها طراحی شدن نه من. در نتیجه تا به امروز سعی کردم همه کامنت ها و پیامک هایی که همچین موضوعیتی داشتند رو تائید نکنم.

ممنون از وقتتون